چت رومclose
معمای دزدی در روز برفی
::: در حال بارگیری لطفا صبر کنید :::
معمای دزدی در روز برفی
www.rozex.rozblog.com
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم

صفحه اصلیشوخی و سرگرمیمعمای دزدی در روز برفی

با تشکر فروان از دوستان بازدید کنند اومیدوام که مطالب جالب و کار آمد بوده باشد بازدید کنندگان محترم با نظرات خوب خود ما را راهنمایی کنید
تعداد بازدید : 855
نویسنده پیام
saeed608 آفلاین



ارسال‌ها : 220
عضويت : 14 /3 /1393
محل زندگي : tehran
سن : 21
تشکر ها: 1
تشکر شده : 36
معمای دزدی در روز برفی


 کارآگاه اسمیت از ماشینش پیاده شد، از کنار ماشین یخ زده خانم جانسون عبور کرد، بعد با گذشتن از حیاط پوشیده از برف تمیز و یک دست و با عبور از پله های یخ زده  به درب ورودی رسید. کمی قبل برف سنگینی باریده بود اما طوفان تا همین نیم ساعت پیش هم ادامه داشت. خانه خانم جانسون یک خانه روستایی کوچک و بدون پارکینگ بود.
 خانم جانسون درب را باز کرد و کارآگاه را به خانه دعوت کرد. او گفت: روز سردیه؛ اینطور نیست؟
کارآگاه گفت: و البته خیلی سرد برای دزدها.
کارآگاه از خانم جانسون خواست که در مورد سرقت در خانه اش توضیح دهد.
خانم جانسون گفت: من 5 دقیقه پیش رسیدم خونه، وقتی وارد خونه شدم دیدم که درب گاوصندوق بازه. سریع به شما زنگ زدم. خوشحالم  که زود خودتونو رسوندید.
کارآگاه گفت: مثل اینکه تو این شب سرد یه خبر داغ داریم.
خانم جانسون گفت: کارآگاه! امروز تمام جواهراتم دزدیده شده، فکر نمی کنم وقت خوبی برای شوخی کردن باشه.
کارآگاه گفت: صددرصد با شما موافقم خانم جانسون . چرا شما در شبی به این سردی من رو برای این شوخی کوچک به اینجا کشوندید.


سه شنبه 21 مرداد 1393 - 15:02
وب کاربر ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.



تمامي حقوق محفوظ است . طراح قالبــــ : روزیکســــ